به گزارش خبرگزاری حوزه، مرحوم آیت الله «شیخ محمدرضا مسجدشاهی» معروف به نجفی اصفهانی (۱۳۶۲-۱۲۸۷ ق)، فقیه، اصولی، متکلم، مفسر، فیلسوف و ادیب نامدار شیعه و از شاگردان سید محمد فشارکی اصفهانی بود که آقابزرگ طهرانی در کتاب نقباء البشر درباره درباره این شخصیت بزرگوار اینچنین می نویسد:
«او عالمی بزرگ، ادیبی باعظمت و فیلسوفی برتر بود.
او در فقه مجتهدی بود که به فروع و اصولش مسلط بود.
در اصول دانشمندی بود که همه مسائل و مباحث آن را می شناخت.
و مردی آکنده از فلسفه و خبره در تفسیر و متخصص در کلام و ریاضیات بود.
در همه این علوم نظریات صائب داشت.
حال اضافه کن به این فضائل، نبوغش در ادبیات و شعر را».
* مدیون مداومت بر زیارت عاشورا
آیتالله شیخ محمدرضا مسجدشاهی در مسجد نو درس میداد که یکی از شاگردان در هنگام درس به او اشکال گرفت.
ایشان با بیانی فصیح و با استناد به اشعار عربی جواب او را بیان نمودند و همه شاگردان از حافظه و قدرت استدلال استاد تعجب کردند.
پس از اتمام درس یکی از شاگردان از ایشان پرسید: «شما این ذهن پویا و استعداد چشمگیر و حاضرجوابی بینظیر را از چه راهی کسب کردهاید؟».
ایشان گفتند: «همه اینها را مدیون مداومت بر زیارت عاشورا هستم».
* سرعت بیان بیبدیل
«مرحوم امام» در مورد سرعت بیان این عالم بزرگوار می فرماید:
«مرحوم محمدرضا مسجدشاهی مرد با فضیلت و عالمی بود. سرعت بیان ایشان مانع فهمیدن کامل مطالب بلند و رفیع علمی دروس ایشان می شد.
با آنکه آیت الله حائری یزدی از ایشان تقدیر فراوان نمود، اما مشکل سرعت بیان، مانع رونق درسشان شد.
ولی من از افراد ثابت و استوار درس ایشان بودم؛ تا ایشان در قم بود، از محضرشان بهره گرفتم»
* شعری چنان که عرب نداند عجمش
آیتالله شبیری زنجانی نقل می کند که:
مرحوم حاجشیخ عبدالکریم حائری یزدی، خیلی عاقل و پخته بود و برای این که در دعواهای طرفداران و مخالفین مشروطه وارد نشود، به کربلا رفت.
نجف همگی طرفدار آخوند خراسانی بودند، لذا آشیخ محمدرضا مسجدشاهی و مرحوم حاج شیخ برای اینکه از این دعواها دور باشند، از نجف خارج شدند و هشت سال در کربلا ماندند.
مرحوم حاجشیخ چندان در مسائل سیاسی وارد نمیشد و میگفت: «ماها درس سیاست نخواندهایم، لذا سر ما کلاه میگذارند و از ما سوء استفاده میکنند!».
به نظرم از مرحوم آقای خمینی شنیدم که میفرمود: آقای حاج شیخ [عبدالکریم حائری] فرمود: «اگر آشیخ محمدرضا ذی فن واحد بود، شیخمرتضی [انصاری] بود؛ ولی الان هم خیلی خوب است».
چون آشیخ محمدرضا مسجدشاهی جامع بود. فیلسوف متکلّم فقیه اصولی، شاعر بود و در همه این فنون صاحبمقام بود. قهراً وقتی شخصی جامع فنون مختلف باشد، قوت علمی او تقسیم میشود و غیر از آن است که شخص ذی فن واحد باشد.
ایشان ادیب درجه اول بود؛ بهگونهای که وقتی شعر میگفت ادبای عرب تشخیص نمیدادند که شاعرش عجم است. خیلی غیرعادی بود که عجم شعری بگوید و معلوم نشود که سروده عجم است.
این از خصوصیات شیخ محمدرضا بود که شعرهای درجه اول میسرود و دانسته هم نمیشد که شاعرش عرب است یا عجم. علتش این بود که سیدجعفر حلی استاد ادب او بود. سیدجعفر فوقالعاده بود.
منبع: کتاب نقباء البشر، جلد دوم، صصفحه ۲۷۴.؛ آثارالحجه، ج ۱، ص ۷۸ و ۷۷؛ جرعهای از دریا، جلد سوم، صفحه ۴۲۱










نظر شما